الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

230

الغدير ( فارسى )

بوسه نايل شود . « 1 » آنگاه دست مبارك جدش ظاهر شد و او آن را بوسيد و مردم همه تماشا مىكردند . اين قصه به‌طور متواتر نقل شده و بين مردم مشهور و اساتيد آن صحيح است و حفاظ و محدثان و بسيارى از مورخان و صاحبان طبقات آن را نقل كرده‌اند . اين موضوع را كسى انكار نمىكند ، مگر آنكه جاهل به دانش روايت يا حاسد به مقام نبوت و ظهور معجزهء محمّدى باشد ، يا اينكه غير از امت احمدى و معذور بوده باشد . به‌علاوه ، ظهور اين معجزه از پيغمبر ، آن هم در چنان عصرى كه انواع بدعتها و فتنه‌ها و هواپرستىها در آن رونق گرفته و اهل باطل مذاهب گوناگونى همچون الحاد و زندقه و ديگر فرقه‌هاى ضاله را برگزيده بودند ، به انگيزهء اعلاى كلمهء حق و شريعت و دين ، آن هم به دست اين سيد جليل كه خدا و رسولش او را به داشتن اين خدمت و نعمت مخصوص داشته‌اند ، چيزى لازم بوده است ، چرا كه در آن عصر شخصى كه در ميان اوليا و سادات و صالحان روزگار به پايهء اين سيد بزرگوار برسد ، وجود نداشته است . خداوند ما را از وجود اينان بهره‌مند گرداند . « 2 » همو مىنويسد : در مقام مقايسهء كرامات رجال با سيد احمد رفاعى ، همين كرامت كافى است كه در ميان گروه زيادى از مسلمانان ، او دست پيغمبر را بوسيده است ، چندانكه اين واقعه در همه‌جا مشهور شده است و دست انس و جن از اين افتخار كوتاه است و ملأ اعلى بر اين كرامت غبطه مىخورد ، چنان كه اين موضوع دربارهء شيخ عبد القادر گيلانى ، عليه الرحمه ، نيز آمده است . « 3 » همچنين از بندهء صالح عارف عبد الملك بن حماد روايت شده كه گفت : خداوند در سال 555 ه حج را بر من مقدر كرد ، سپس به مدينه آمدم و به زيارت پيغمبر موفق شدم و

--> ( 1 ) . اين دو بيت را با داستان آن ، صاحب تفريح الخاطر به عبد القادر گيلانى نسبت داده است ، و مهم نيست كه اين خرافات ساخته و پرداخته كه هدف از آن تفريح خاطر است ، با صرف نظر از حكم عقل و شرع و منطق ، به چه كسى نسبت داده شود . ( 2 ) . روضة الناظر 54 . ( 3 ) . همان 62 .